تقارن در معماری (تقارن در معماری ایرانی چه نقشی دارد)

تقارن در معماری

 

تقارن در معماری ایرانی از اصول حاکم بر کالبد بناها و انتظام فضاهاست.. تقارن در معماری به صورت های مختلف و در مراتب گوناگون طرح، به تمام و کمال، مورد توجه و استفاده قرار گرفته است ، هر چند که این اصل در اغلب معماری های سنتی دیگر نیز اصلی مهم و کارآمد در ترکیب به شمار می رود.

تقارن در معماری ایرانی به معنای استقرار یکسان دو جزء نسبت به یک محور با مرکز با یک عنصر میانی است. تقارن معادل های شکلی است صورت تقارن در معماری، در ساده ترین حالات خود ، دو جزء مشابه دارد که نسبت به یک محور یا مرکز یا عنصر میانی فاصله و حالتی یکسان دارند.

این دو جزء را می توان تصویری از یکدیگر دانست که مانند دو کفه ترازو ، توازن دو طرف معادله را برقرار می سازند . وجود محور با مرکز با عنصری که در میان قرار گیرد و دو جزء نسبت به آن سنجیده شوند نیز از لوازم اصلی برقراری این معادله شکلی است. و اگر این عنصر میانی با اجزاء متشابه متفاوت باشد، تقارن بهتر احساس می شود.

تقارن-در-معماری-(تقارن-در-معماری-ایرانی-چه-نقشی-دارد)

کاربرد تقارن در معماری

کاربرد تقارن در معماری ، تقریبا به صورت قانونی کلی و فراگیر ، ترکیب فضاها ، حجم ها ، شکل ها ، سطح ها و … را در کل و جزء طرح تحث تأثیر قرار می دهد. از آن جمله می توان از:

  • حیاط ها ، گنبدها و ایوان های متقارن در دو طرف یک بنا
  • اتاق های متقارن در چهارسوی فضای مرکزی یک کوشک یا در دو طرف یک تالار
  • نماهای متقارن در دو سوی یک حیاط
  • قوسها و طاقنماهای متقارن در یک نما
  • مناره های متقارن بر بالای یک سر در یا ایوان
  • تقسیمات متقارن روی یک دیوار
  • باغچه های متقارن در دو سوی یک حیاط

و … نام برد که گوشه هایی از کاربرد وسيع تقارن در معماری ایرانی  را در مراتب گوناگون طرح یادآوری می کنند.

تقارن در معماری همچنین در تزیینات مختلف بناهای دوره اسلامی نقش عمده دارد . اهمیت تقارن تا آنجا پیش می رود که هنرمند مسلمان نام « الله » و آیات قرآنی را نیز در یک طرح تزیینی به صورت متقارن می نویسد.

 

کاربرد تقارن در معماری

                                               پروژه اجرای مقرنس گچی گروه معماری سنتی آرچی لرن

تقارن در معماری ایرانی

در معماری ما تقارن مرکزی ، به معنای هندسی کلمه ، وجود ندارد . اما گاهی به جای یک محور ، دو یا چهار محور یا حتی بیشتر در یک تقارن دیده می شود که در این حالت ، چون محورها به صورت متقاطع در می آیند ، خودبه خود نوع خاصی از تقارن در معماری را به صورت مرکزی نیز پدید می آورند.

هر چه بر تعداد محورها افزوده شود تقارن پیچیده تر می گردد و تأثیر بیشتری بر طرح می گذارد ؛ اما به همان میزان ، رعایت آن در كل طرح مشکل تر می شود.

در معنای تقارن در معماری ایرانی  ، از عنصر میانی سخن گفتیم . منظور از آن ، عنصری است که ممکن است به جای محور یا مرکز قرار گیرد و اجزاء متشابه تقارن نسبت به آن سنجیده شوند . به طور مثال ، در ترکیب متقارن دو گوشوار در دو سوی یک تالار ، یا چهار ایوان در چهار جانب یک حیاط ، تالار یا حیاط عنصر میانی تقارن دانسته می شوند . البته این حالات را می توان به تقارنهای یک یا دو محوری نیز تأویل کرد.

تقارن در معماری ایرانی

انواع تقارن در معماری

تقارن در معماری ایرانی معمولا در مراتب و نیز گوشه های مختلف یک طرح به انواع گوناگون ظاهر می شود:

  • به طور مثال ، ممکن است در کاروانسرایی چهار ایوانی ، انتظام خطی ورودی ، ایوانها و حیاط ، محوری را پدید آورد که کل بنا نسبت به آن متقارن باشد ؛ در عین حال در همین کاروانسرا چهار ایوان به طور قرینه نسبت به حیاط ساخته شده باشند ؛ و هر یک از نماهای حیاط نیز نسبت به ایوان میانی خود متقارن ، و در همان حال این نماها دو به دو با هم قرینه باشند و حجم – حیاط تقارنی دو محوری داشته باشد.

 

  • و در حیاط سازی نیز باغچه ها نسبت به حوض میانی متقارن باشند ، دیگر فضاهای با هم در درون خود تقارن را حفظ کرده باشند.

 

  • استفاده از عدد فرد در تقسیم یا ترکیب حجم ها و نماها ، به صورت های گوناگون ، خود می تواند تأکید دیگری بر تقارن در معماری محسوب شود . برای مثال سطح نمای یک ساختمان همیشه به سه با پنج یا هفت قسمت تقسیم می شود . ممکن است این تقسيم ها مساوی یا غیر مساوی باشند اما به هر حال اغلب اوقات قرینه اند.

 

  • تقارن در معماری گاهی به صورت پی در پی و یا متداخل در طرح ها ظاهر می شود ، که نشانه پایبندی معمار به این اصل است

 

  • مثلا نماهای یک حیاط معمولا دوبه دو قرینه اند و نمای هر یک از جبهه ها نیز خود متقارن است . در بعضی نمونه ها به این حد هم اکتفا نشده و نیمی از نمای یک جبهه نیز در درون خود متقارن طرح شده است.

مصداق زیبای این نوع تقارنهای پی در پی را می توان در مسجد حکیم اصفهان شاهد بود.

 

تقارن در معماری در نما

در درون قسمت های اصلی نما باز تقسیم های فرد به عنوان تقسیم های جزنی تر نیز دیده می شوند.

 

  • پنجره ها معمولا سه قسمتی یا پنج قسمتی یا … انتخاب می شوند.
  • سطوح نیز چه در بدنه خارجی بنا و چه در سطوح داخلی ، در تقسیم های خود از همین قاعده پیروی می کنند.

فرد بودن تعداد این قسمت ها بدین خاطر است که در چنین تقسیم بندی هایی محور مشخص تر و در نتیجه تقارن بیشتر احساس می شود و برعکس در تقسیم های زوج ، عنصر میانی در شکل های متشابه طرفین ادغام می شود و چندان به چشم نمی آید.

وقتی از تقارن در معماری ایرانی  میگوییم ، نمی توانیم تقارن عمودیی را که از انعکاس تصویر ساختمان در آب پدید می آید نادیده بگیریم  زیرا هنگامی که در فضاهای این معماری گردش می کنیم این انعکاس در آب ، جای جای و بسیار ، در مقابل چشمانمان قرار میگیرد.

این بار به واقع یکی از دو کفه تقارن عکس دیگری است و صفحه آن آیینه این انعکاس است ،گویی در برابر دیدگان ما بنا با زوج لطیف و غیر مادی خود جمع می شود و با کمال می رسد  و این البته چیزی نیست که معمار خیال پرداز ما بداند و به تأثیرش در فضا نیندیشیده باشد.

پروژه اجرای آجر سنتی در ییلاق زشک

                                                    پروژه اجرای آجر سنتی گروه آرچی لرن در ییلاق زشک مشهد

عدم تقارن و تقارن در معماری

معمار سنتی به استفاده از تقارن علاقه مند و مصر است ، این اصرار را با نگاهی کلی به مصادیق این معماری می توان به وضوح تشخیص داد . اما رعایت تقارن در معماری کامل از جزء ثا كل طرح اغلب کار بسیار مشکل و پیچیده ای است.

در طرح کاملا متقارن ، هر تغییر کوچکی در یک گوشه ممکن است كل طرح را دگرگون کنند . همچنین از سوی دیگر در غالب اوقات شکل و اندازه ها و ویژگی های بستر طرح و عملکردها و مختصات فضاهای مختلف بنا و جز آن از به وجود آمدن کاملا متقارن جلوگیری می کند.

برای رفع این تناقض بین علاقه به استفاده از تقارن در معماری  و مشکلاتی که در این راه وجود دارد معماران سنتی ، مانند همه معماران دیگر ، در وهله اول به احساس مخاطب خود اندیشیده و طرح را برای چشم او تنظیم کرده اند.

براین اساس ایشان اجرای طرح و تک تک فضاها یعنی حیاط ها ، گنبدخانه ها ، ایوان ها . اتاقها . ورودی ها و دیگر اجزا را با تقارن کامل طراحی می کنند و قرار گیری اجزای مختلف را در کنار یکدیگر تنها تا جایی که در یک نگاه به چشم می آید متقارن در نظر می گیرند.

در اغلب بناها این مسئله کاملا احساس می شود که معمار در حفظ تقارن اجزای طرح کوشش بسیار می کند اما در ترکیب کلی بنا چنین اصراری به خرج نمی دهد.

به طور مثال ، بسیار مشاهده شده است که ابعاد با وسعت زمین اجازه ساختمان در سه سوی حیاط را بیشتر نمی داده است . معمار در این حالت از تقارن در ترکیب کلی بنا صرف نظر کرده اما با تقسیم و نماسازی دیوار طرف چهارم به صورت قرینه جبهة مقابل ، تقارن حیاط را حفظ کرده است.

به کارگیری تقارن در معماری در  طرح بناها ، آن هم به وسعتی  که در معماری سنتی با آن روبه روییم کل طرح و اجزا و عناصر تشکیل دهنده  آن را به صورت واحدی در می آورد و شکل های مشابه و فضاهای یکسان در بنا ایجاد می کند . تشابه و یکسانی خاصی که بدین گونه در اجزای بنا پدید می آیدگاهی مورد تصرف معماران قرار می گیرد.

در این مواقع ایشان می کوشند بدون برهم زدن تقارن کل فضا و ترکیب های فضایی ، با تصرف در جزئیات نوعی تنوع و تحرک در دل این یکسانی به وجود آورند.

برای مثال . صحن مسجد جامع اصفهان در نگاه اول حیاط چهار ایوانی متقارنی به نظر می رسد در حالیکه ایوان های آن با یکدیگر تفاوت اساسی دارند . ایوان جنوبی ، که ایوان سمت قبله است ، وسیع تر و دارای دهانه بزرگ تری است و در مقابل ایوان شمالی عمیق و باریک است.

ایوان های شرقی و غربی نیز هرچند تقريبا هم انداز ه اند اما تزیینات کاملا متفاوت دارند . تزیینات غير متقارن در جبهه ها و عناصر متقارن یکی از شگردهای معمول معماران برای ایجاد تنوع و تمایز در بنای متقارن است.

تزیینات متنوع رواق دورگنبد سلطانیه را می توان از این دست تدابیر دانست ، درباره از مجموعه آنچه گفته شد چنین احساس می شود که معماران قدیم در ابتدا کل بنا را با تقارن کامل به تصویر در می آورده و سپس بنابر امکانات موجود و خواسته های خود در آن تصرف می کرده و تغییراتی میداده اند.

اما این تغییرات اغلب به نوعی در نظر گرفته می شده که در حالی که گونه گونی و تنوع فضایی مطلوب معمار را پاسخ می داده تقارن کلی بنا را نیز حفظ می کرده است . این تقابل بین به کارگیری یک قانون کلی و همه جانبه از یک سو و تصرفهای جزئی و موضعی خلاف آن از سوی دیگر در طراحی یک بنا ، امری که در موارد دیگر نیز با آن مواجه شده ایم نکته ای است که از ظرافت معماران سنتی حکایت دارد.

پروژه اجرای آجر سنتی ییلاق زشک

                              پروژه اجرای آجر سنتی گروه آرچی لرن در ییلاق زشک مشهد

تاثیر تقارن درمعماری و شکل گیری فضا

تقارن در معماری  به فضا تعادلی می بخشد که در چشم انسان خوشایند است . انسان در چنین فضایی احساس آرامش و راحتی میکنند و بسیار دیر از آن خسته و دلزده می شود گویی همواره با آن انس داشته است فضای متقارن به سادگی درک می شود و شاید همین سهولت ادراک ، یکی از دلايل مطلوبیت آن باشد.

از سوی دیگر فضای متقارن فضایی ایستاست که حرکت و دگرگونی در آن وجود ندارد ؛ همواره به یک حالت و به یک معنا باقی می ماند و همیشه بی نقص و کامل جلوه می کند معمار مسلمان با به کارگیری خواص ذاتی – تقارن تلاش می کند به فضا روحی دیگر بدهد و قرینه ای از فضایی ماورایی و باشکوه و جاودانی را جلوه گر سازد.

به کارگیری تقارن در معماری ایرانی در  فضای معماری اسلامی مکمل مرکزگرایی و تاکید بر محورهاست ؛ چراکه تقارن همواره چشم را به سوی مرکز با محور خود می کشاند و چون محور با مرکز تقارن غالبابر محور یا مرکز اصلی بنا منطبق است اهمیت محور و مرکز تاکید بر آنها را در طرح تشدید می کند.

معمار با جمع این سه قانون در ترکیب شکل ها و فضاها ، بنا را به خلوص هندسی تابی می رساند و صورتی که نمایانگر یک طراحی سنجیده و غیر تصادفی و دارای نظام های فاطع و تعیین شده است . طرحی که چون و چرا و تردید و تزلزل در آن راهی ندارد و می تواند جلوه ای کامل از فضای مطلوب غیر مادی معماری را پیش چشم قرار دهد.

نتیجه گیری

معماری سنتی ایران سرشار از نکات ارزشمندی است که گاهی تنها بررسی و مطالعه گوشه ای از آن می تواند احکام مهمی برای معماری امروز در اختیار طراحان قرار دهد. یکی از شاخصه های اصلی معماری ایرانی ، بهره مندی از تقارن در معماری در کل بنا و اجزای سازنده آن است.

از سوی دیگر قرینه سازی اوج یک تفکر استوار محسوب می شود که با دستورالعمل های روشن نقش مهمی در یکپارچگی کلیت اثر و به تعادل رساندن آن بر عهده دارد.

مفهومی چون  تقارن در معماری ایرانی در سطوح خارجی ، فضاهای داخلی و حتی توزیع تقلی ، بنا بر سنتی کهن در اغلب این ساختمان ها به چشم می خورد.

نما و پلان های قرینه و نزدیک به مربع و مستطیل ، پرهیز از شکستگی های نامأنوس جهت بر هم زدن تقارن ، حفظ ریتم و هندسه موزون در آثار را باید نکاتی در راستای این مفهوم دانست.

از علل بهره گیری از فن تقارن علاوه بر مساله سهولت در طراحی ساختار و سازه بنا و از منظر دینی نمایانگر یگانگی و محوریت خداوند است . تقارن در معماری ایرانی ( عمدتا محوری ) از نوعی نگاه متعادل و اندیشمندانه نشات می گیرد که سعی در ایجاد تعادل بین وزن های مختلف در گستره بصری نمای داخلی بنا دارد.

یک معماری برون گرا اغلب دارای چهار نمای اصلی می باشد ، تقارن در معماری ایرانی در  این نوع پلان با دو محور عمود بر هم ایجاد شده و نماها از تقارن نسبی برخوردارند.

در نماهای اصلی یک معماری درونگرا نیز تمامی نکات تقارن در معماری  رعایت شده است . تقارن نماها در حیاط داخلی اغلب دو به دو می باشد ، کاروانسراها و مدارس ، خانه های سنتی ایران نیز از جمله بناهای درونگرایی هستند که دارای تقارن بوده و در پلان ، نماها و ریز فضاها قابل مشاهده است.

 

منابع:

The beauty of Iranian Symmetry

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس