تاریخچه معماری ایرانی سنتی ( جزئیات عناصر فضایی و کالبدی معماری ایرانی)

معماری سنتی ایرانی

در تاریخچه معماری ایرانی دوره اسلامی کالبد بنا از کنار هم نشستن تعدادی جزء فضا یا به تعبير ما « عنصر کالبدی » پدید می آید. این عنصرها به وضوح در طرح شخصیت و هویت و معنا دارند . با یکدیگر تداخل نمی کنند ، با هم اشتباه نمی شوند و هر کدام فضای خاصی را پدید می آورند که با دیگری متفاوت می نماید .

این عنصرها در دست معمار ایرانی، با قدری اغماض ،به کلمه ها در دست شاعر ،با نغمه ها در ذهن موسیقی دان ،شباهت دارند. در واقع معمار با تألیف و ترکیب این عنصرهای بالنسبه مشخص و از پیش شناخته شده در یک مجموعه ، كل فضای مورد نظر خود را طرح می کند. ناگفته پیداست که هر چند این عنصرها صورتی بالنسبه یکسان دارند و هرچند برای ترکیبات کالبدی بنا قوانین مشخصی هست اما کار معمار هیچ گاه به صورت یک عمل قراردادی و تکراری در نیامده است.

ممکن است بعضی از این عنصرها کاربرد چندگانه بیابند و در بناهای مختلف در ترکیب های گوناگون ظاهر شوند و بعضي اغلب در یک نوع بنا به کار آیند؛ اما به هر حال تعداد آنها محدود است و این پدید آوردن ترکیب های متنوع از عناصر محدود و ثابت خود زیبایی و لطف دیگری به کار معماران سنتی بخشیده است.

در اینجا به تعریف مختصری از این فضاها در معماری ایرانی سنتی می پردازیم.

طراحی معماری سنتی ایرانی

حیاط در معماری ایرانی

فضای باز میانی بنا که مرکز مشخصی در بنا پدید می آورد و باعث تشكیل اجزای مختلف طرح می شود . حجم ساده ای دارد که از شکل قاعده تبعیت می کند ؛ در قاعده نیز معمولا شكل مربع یا مستطیل دارد . البته در بعضی نمونه ها گوشه های پخ پیدا می کند و در بعضی دیگر ، که اغلب نمونه های بسیار کوچک اند یک هشت ضلعی کامل می گردد.

نقاط مهم آن اوساط اضلاع و گوشه ها هستند و معمولا عناصر مهم طرح در این نقاط جای می گیرند . حیاط ممکن است به صورت ساده رها شود یا از حوض آب یا از ترکیب حوض آب و باغچه های مملو از گیاهان گوناگون برخوردار گردد ، حیاط ممكن است ابعاد و انواع مختلف بیاید و کارکردهای گوناگون پیدا کند . گاهی حتی چند حیاط در یک بنا مشاهده می شود.

       بیشتر بخوانید : حیاط خانه قدیمی (عملکرد حیاط خانه قدیمی ایرانی)

حیاط سنتی

حیاط سنتی

 

       بیشتر بخوانید :حوضخانه ایرانی (حوضخانه در معماری ایرانی)

ایوان معماری ایرانی

فضای نیمه بازی که از سه طرف بسته و از یک طرف باز است . گاهی فضای واسطی است بین فضاهای باز و بسته گاه بدان بسیار اهمیت داده می شود و در نتیجه بسیار عریض و یا مرتفع می گردد و از دور خودنمایی می کند .

ایوان ها معمولا در قاعدا مستطیل یا مربع یا نیم هشت اند ، نمای آنها مستطیل شکل است اما سقفشان گهواره ای با نیم گنبد است . طراحی آن براساس یک محور است . ترکیب آن با نمای اطرافش به صورتهای مختلف انجام می گیرد و در هر حال تأثیر مهمی در ترکیب نما می گذارد.

این تأثیر ، به ویژه هنگامی که ایوان ؛ فضاهای مجاورش ترکیب می شود و یک كل مستقل را پدید می آورد ، به خوبی به چشم می خورد . ایوان معمولا در مجاورت حیاط و بر روی محورهای اصلی آن قرار می گیرد و به فراخو نوع بنا و یا محل استقرارش عملکردهای گوناگون می یابد.

       بیشتر بخوانید : ایوان در معماری (ایوان در معماری سنتی ایران)

 

ورودی در معماری ایرانی

ورودی ها اتصال دهنده بیرون و درون بنا هستند و در معماری ایرانی خاص و تعریف شده اند. ورودی بر حسب نوع بنا تغییر شکل می دهد ولی معمولا معماری پیچیده ای متشکل از چند فضا دارد . به طوری که مسیر حرکت انسان در آن شکسته می شود . ورودی ها معمولا از یک سو در ، فضای اصلی و یک یا چند دهلیز تشکیل شده اند .

سردر ورودی ها گاهی ارتفاع پیدا می کند و مشخصه ای برای بنا می گردد . شکل قاعدة فضای اصلی ورودی ها اکثرا هشت ضلعی با شکلی نزدیک به آن مانند « هشت و نیم هشت » است و به این خاطر معمولا از بقیه فضاهای بنا متمایز می گردد ؛ البته گاهی هم شکل مربع یا مستطیل پیدا می کند . ورودی ها اغلب در ساختمان های عمومی ، بر محورهای اصلی بنا و در خانه ها در کنج های حیاط قرار می گیرند.

 

هشتی در معماری ایرانی چیست

بعد از ورودی وارد هشت یا هشتی یا کریاس می شدند. هر چند که در بیشتر مواقع شکل آن هشت ضلعی است، اما این به مفهوم هشت (عدد ۸) نیست و هشتی هایی به شکل مربع و دیگر شکل ها نیز داریم. منظور از هشتی فضایی است که از فضاهای داخلی خانه بیرون آمده و تنها جایی است که با بیرون خانه ارتباط دارد.

این فضا و راهروهای پیچ در پیچ منتهی به حیاط های اندرونی و بیرونی، مانع دید افراد غریبه به داخل حریم مقدس خانواده می شده است. ایجاد مکث، تقسیم فضایی و فضایی جهت انتظار از عملکردهای جالب این عنصر می باشد.

هشت ضلعی هایی که در ایران بکار می رفته اند و در هشتی های خانه هم استفاده شده عبارتند از:

ا- هشت گوش کامل ۲- هشت ونیم هشت ٣- نگینی 4- کشکولی

داخل هشتی عناصر مختلفی مثل سكو، چراغداران و برای رفتن به فروار (اتاق بالای هشتی) پله ای در نظر گرفته می شده است. پوشش های هشتی ها نیز بسیار متنوع و معمولاً با کار بندیهای بسیار زیبایی پوشیده شده است.

بیشتر بخوانید : هشتی خانه چیست؟ (هشتی در معماری خانه های قدیمی ایرانی)

سقف هشتی در معماری سنتی

رواق معماری ایرانی

فضای نیمه بازی است که از تکرار چارطاقی های پیوسته درامتداد یک خط پدید می آید . رواق ها به لحاظ نیم باز بودنشان در کنار حیاط ها قرار می گیرند و به آن نظر میکنند . جبهه پشتی رواق ها ممکن است مسدود باشد با به فضا با فضاهای بسته ای راه پیدا کند .

یک حرکت عبوری در امتداد طاق های رواق و در جهت عمود بر چشم اندازهای آن وجود دارد ، این عنصر بیشتر در مسجدها به کار گرفته شده است و گاهی در چند جبهه حیاط قرار می گیرد . حضور رواق دور تا دور حیاط ، فضای باز صحن را گسترش می دهد و آن را از سادگی به در می آورد.

 

بیشتر بخوانید : باغ ایرانی (طراحی باغ ایرانی و معماری)

 

 اتاق در معماری ایرانی

در معماری سنتی هر چهاردیواری اتاق نیست . اتاق تعریف مشخص و انواع واقسام شناخته شده اما محدود دارد انواعی مانند « حجره » ، « سه دری » ، « پنج دری » ، که هرکدام معماری خاص خود را دارد حجره اتاقی است که معمولا به واسطه یک ایرانجه در کنار حباط می نشیند .

ورود به حجره از طریق ایوانچه و دری که در میانه عرض حجره واقع است صورت می گیرد . ارتباط بصری بسیار محدودی با حیاط دارد . شکل آن مربع یا مستطیل است و در اغلب نمونه ها ابعاد تقریبا یکسانی دارد . حجره براساس یک محور طراحی می شود و دیوارهای آن را طاقچه ها ، به طور متقارن ، می پوشانند .

روبه روی در ورودی در بیشتر نمونه ها دری هست که به پستویی در پشت اتاق باز می شود . حجره ها معمولا در بناهای عمومی مدرسه ها و کاروانسراها و احیانا مسجدها دیده می شوند ؛ عنصری مهم است که دور تا دور حیاط ، منهای میانه نماها که محل استقرار ایوان ها است ، می نشیند.

اتاق سنتی

سه دری و پنج دری معماری ایرانی

اتاق هایی هستند که معمولا در خانه ها دیده می شوند و در کنار حیاط قرار می گیرند ، و با سه یا پنج در دو لنگه همجوار ، به حیاط وصل می شوند ( در صورتی که تعداد درها افزایش یابد اتاق ممکن است هفت دری و جز آن نامیده شود . این درها ابعادشان مساوی و جز در موارد نادر تعدادشان فرد است و یک تیغه آجری آنها را از یکدیگر جدا می کند ، بالای این درها معمولا نورگیرهایی ساخته می شود .

وجود درهای متعدد ، ارتباط بصری مستقیمی بین اتاق و حباط ایجاد می کند اما عبور از این درها میسر نیست  در یا درهای ورودی اتاق اغلب در میانه دو وجه جانبی اتاق قرار می گیرد و به راهرو کوچکی باز می شود که به حیاط اتصال دارد .

این اتاق ها معمولا در قاعده مستطيل اند و نمونه های مختلف آنها ابعاد تقریبا ثابتی دارند . سه دری ها معمولا از جبهه کوچکتر و پنج دری ها غالبا از جبهه بزرگ تر به حیاط متصل می شوند و از آن در تمام طولشان نور می گیرند . دیوارهای دیگر اتاق را طاقچه ها در دو ردیف می پوشانند

سقف این اتاق ها یا مسطح است با ترکیبی از طاق های محدب ، گاهی سقف ثانویه ای نیز پیدا می کنند.

پنج دری ها معمولا روی محورهای اصلی حیاط واقع می شوند و سه دری ها در کنار آنها جای می گیرند.

سه دری و پنج دری در معماری سنتی

بیشتر بخوانید : حوض ایرانی چیست (تاریخچه ساخت حوض در معماری ایران)

تالار در معماری ایرانی

اتاق های وسیعی هستند که ارتفاعی بیشتر از اتاق های دیگر دارند . شکل قاعدة آنها معمولا شکل ساده ای نیست . بلکه از ترکیب چند شكل حاصل شده است ، معمولا جبهة طولانی آنها به حیاط متصل می شود ، سرتاسر این جبهه با یک ارسی پوشیده می شود ، در واقع همة این وجه اتاق یک پنجره است .

بازشوهای این ارسی ها در مواقع لزوم بالا می روند و اتاق را تبدیل به ایوانی می کنند که با حیاط ارتباط مستقیم و کامل دارد . ورودی تالارها نیز همانند  ورودي سه دریها و پنج دری ها در وسط دو وجه جانبی آنها قرار دارند و به ایران با راهرو کوچکی باز می شوند که به حیاط متصل است .

وجود اتاق غير از وجهی که ارسی در آن قرار دارد با طاقچه ها و رف ها به طور منظم در دو ردیف پوشیده شده است . اتاق های کناری تالارها ، چه در طبقه پایین و چه در طبقه بالا . گاهی مستقیم و با یک ارسی کوچک و گاهی با درهای متعدد به تالارها باز می شوند . تالارها شکل های مختلف و ابعاد گوناگون دارند و گاهی گسترش می یابند و تبدیل به چند فضای تو در تو می شوند که مستقیما به هم راه دارند ؛ اما این گسترشها نیز ضوابط و قواعدی دارند . تالارها معمولا فضای اصلی و تشریفاتی خانه ها را می سازند . نوع گسترش یافته آنها غالبا نقش حسینیه خانگی را ایفا می کنند.

 

بیشتر بخوانید : تالار در معماری سنتی (عناصر معماری ایرانی)

 

شاخصه های معماری ایرانی با رویکرد اسلامی

 

اصل درونگرایی

معماری ایرانی در یک نظر ،  یکی از مهم ترین خصوصیات آن را آشکار نماید ، که آن معماری درونگراست ؛ محجوب و پوشیده . مقصود نهایی از چشم ها و دست ها دور است .در  اولین توجه به نظر نمی آید و به نخستین قدم ها کشف نمی گردد . آنچه مطلوب است در پس و پشت پرده ها پنهان است و تنها هنگامی کشف و ادراک می شود که فرد به درون راه یابد.

گرایش به درون در مراتب مختلف بر طرح اثر می گذارد و وجوه گوناگون آن را هیئت خاصی می بخشد . این تأثیر پذیری را می توان در مواردی چون:

انتظام فضای باز و بسته ، نوع ارتباط فضای درونی با بیرون بنا ، هیئت جداره های بیرونی ، کیفیت فضای داخلی و … ملاحظه کرد . که شاید بتوان این همه را ، بهتر از هر جای دیگر ، در حضور حیاط ها در بناهای سنتی دریافت.

اصل درونگرایی در معماری سنتی ، سبب می شود فضای باز در میان فضای بسته بنشیند و فضای بسته همچون حصاری آن را دور بزند و از بیرون مخفی کند ، یا حداقل از دسترسی سریع دور دارد.

این انتظام ، نه مختص یک نوع بنا بلکه انتظامی عمومی و کلی است و مصادیق آن را می توان در خانه ها ، مسجدها ، مدرسه ها ، بناهای بازار و … ملاحظه کرد.

 

بیشتر بخوانید : درونگرایی در معماری (درونگرایی در معماری ایرانی چیست)

وجود قانونمندی در انتخاب و ترکیب شكلها

معمار سنتی ، چنان که خواهیم دید ، هر شکلی را برای بیان خاص خود نمی پسندد و نیز هر ترکیبی از شکل ها را به کار نمی گیرد . او برای این انتخاب ها و ترکیب ها ضوابط مشخصی می شناسد که ریشه در سنت های دیرین معماری ایرانی دارد.

ضوابط و قوانین یاد شده ، هم بر كل و هم بر اجرای طرح سایه می افکند و میان کل و جزء آن شباهت ایجاد میکند و این از نکاتی است که در معماری معاصر کمتر به آن اعتنا میشود.

پیش از شروع بحث های اصلی تذکر سه نکته جدا از هم لازم به نظر می رسد.

اول آنکه وقتی از شکل در معماری سخن می گوییم فضای معماری را فارغ از نوع مصالح ، رنگ ، نور ، نقش و غیره پیش نظر داریم و در واقع تنها جزئی از اجزای تشکیل دهنده فضا را مورد بحث قرار می دهیم.

به این ترتیب ، على رغم اهمیت زیادی که شکل ها در پدید آمدن فضا و بیان خاص آن دارند نباید شناخت شکل را به معنای شناخت تمامیت اثر دانست.

دوم آنکه طی گفتار ، ما همواره به موضوع اصلی بحث ، یعنی شکل شناسی ، وفادار نمانده و جابه جا پای موضوع های دیگری را به میان کشیده ایم و به این ترتیب حفظ چهار چوب دقیق مطلب را فدای معرفی بهتر معماری سنتی  کرده ایم .

سوم آن که نباید بپنداریم که با به کارگیری کلیشه ای این قوانین در طرح های جدید می توان آثاری ، هم شأن آثار قدما پدید آورد و پا جای پای ایشان نهاد.

مقام والای معمار سنتی در طراحی فضا و خلق آثار معماری سنتی گرانقدر به دست نیامده است مگر در سایه برخورداری از فرهنگی منسجم ، تخیلی نیرومند ، و بهره گیری از پشتوانه عظیمی از تلاش و تجربه ، و این منزلی است که یک شبه ره بدان نتوان برد.

 

خلوص وکمال شكل ها

یکی دیگر از ویژگی های بارز معماری ایرانی ، خلوص و کمال شکل های به کار رفته در آن است . این ویژگی در اولین لحظة مواجهه با بناهای سنتی به چشم می آید ؛ چرا که شکلهای منظم ، مرکزگرا و متقارن.

از کل بنا گرفته تا تک تک اجزای آن ، در همه فضاها ، حجم ها و سطح ها و همچنین تقسیمات آنها ، حضوری چشمگیر و مؤکد دارند . این شكلها به هنگام ترکیب با یکدیگر رنگ نمیبازند و تمامیت خود را از دست نمی دهند.

شکل ها هیچگاه در هم ادغام نمی شوند ؛ تنها در کنار هم قرار میگیرند و مجموعه ای را پدید می آورند.

و شاید همین ترکیب خاص است که سبب تشخص بیشتر شکل های کامل در کل طرح می گردد و معماري سنتی سراپا هندسی را به وجود می آورد ؛ معماریی که به حق می تواند معماری شکل های کامل لقب گیرد

کاربرد شکل های کامل حضور شکل های کامل در همه جای کالبد معماری ایرانی  به چشم می خورد . شاید این ویژگی را بهتر از هر جای دیگر در حجم حیاط ها بتوان احساس کرد.

حیاط ، به عنوان یک عنصر اصلی بنا که در عین حال می تواند تشكل آحاد فضاهای دیگر را نیز تنظیم کند ، همواره در قاعده دارای شكل منظم و کامل و هندسی ، مانند مربع ، مستطیل ، یا یکی از انواع هشت ضلعی ، است . همراه حياط فضاهای بسته یا نیم بسته نیز همین ویژگی را دارند .

این فضا ، اعم از گنبدخانه ها ، ایوانها ، اتاق ها و تالارها ، ورودی ها و غيره ، حجم های منظم دارند . قاعده این فضاها نیز دارای شکل کاملی است.

قاعده گنبدخانه ها معمولا مربع ، ایوانها مستطیل یا نیم هشت ، اتاقها مستطیل یا مربع ، و ورودی ها اغلب هشت ضلعی است . به طور خلاصه ، معمار در هیچ نقطه ای از بنا به شکل های ناقص و شکسته رضایت نمی دهد و شکل های فضاها را در کمال سلامت و صحت طراحی می کند . در واقع برش افقی یک بنا را همواره می توان تجمعی از شکل های منظم خواند.

 

تأکید بر محور و جهت ( سو )

از دیگر اصولی که به صورت ضابطه ای مشخص در طرح بنا همواره مدنظر معمار سنتی بوده است توجه و تأکید بر محورهاست . محور در معماری سنتی  خطی است که از به هم پیوستن دو نقطة مهم در بنا پدید می آید ؛ مانند زمانی که در ایران در دو جبهة حیاط روبه روی هم قرار می گیرند.

 

تقارن

تقریبا به صورت قانونی کلی و فراگیر ، ترکیب فضاها ، حجم ها ، شکل ها ، سطح ها و … را در کل و جزء طرح تحث تأثیر می گیرد . از آن جمله می توان از حیاط ها ، گنبدها و ایوان های متقارن در دو طرف بک بنا ، اتاق های متقارن در چهارسوی فضای مرکزی یک کوشک.

یا در دو طرف یک تالار ، نماهای متقارن در دو سوی یک حیاط ، قوسها و طاقنماهای متقارن در یک نما ، مناره ای متقارن بر بالای یک سر در با ایوان ، تقسیمات متقارن روی یک دیوار ، باغچه های متقارن در دو سوی یک حیاط و … نام برد.

که گوشه هایی از کاربرد وسیع تقارن را در مراتب گوناگون طرح یادآوری می کنند . تقارن در معماری ایرانی  همچنین در تزیینات مختلف بناهای دوره اسلامی نقش عمده دارد .

بیشتر بخوانید : تقارن در معماری (تقارن در معماری ایرانی چه نقشی دارد)

نور

نورپردازی فضاها ، عامل مهمی در طراحی و تنظیم فضاهای داخلی است . نور در معماری ایرانی  شأن خاصی دارد و به شیوه خاصی به کار گرفته می شود . نور همواره از نقاط مشخص و تعیین شده به فضا وارد می شود و این انتخاب بر اهمیت آن می افزاید . نورگیرها ، به پیروی از نظم خاص فضاها و نیز در جهت تأیید و تأکید برآن یا در مرکز و رأس قرار می گیرند یا به صورتی متقارن در اطراف فضاواقع می شوند . به هر ترتیب آنچه در فضاهای معماری ایرانی و اسلامی  احساس می شود بیشتر میل به نورپردازی و بازی با نور است تا قصد روشن کردن فضا.

بیشتر بخوانید : نور در معماری ایرانی (نور در معماری چیست؟)

اصل مرکز گرایی

از مهم ترین اصول در ترکیب شکل ها و فضاها در معماری ما ، حضور یک هسته مرکز وقلب مشخص در مجموعه است ؛ عنصری که در مرکز قرار می گیرد و اجزای مختلف مجموعه را به بند وحدت معینی می کشاند.

گویی همه اجزای طرح معنای وجودی خود را از این مرکز میگیرند و به وسیله آن سامان می یابند. اگر این هسته اصلی از مجموعه حذف شود ، انتظام به پراکندگی بدل خواهد شد ، وحدت مجموعه از میان خواهد رفت و همه اجزای آن سرگردان و بی معنا خواهند گشت.

وجود یک مرکز مشخص در اولین نمود خود با حضور حیاط در بنا تحقق می یابد . عناصر فضایی مانند ایوان ها حجره ها و تالارها و … پیرامون این مرکز جای می گیرند و در اتصال با آن است که شخصیت و مکان خود را در مجموعه می یابند . بدین گونه حیاط در معماری سنتی  ، آحاد فضایی را به یکدیگر می پیوندد و باعث تشکل بنا می گردد.

توجه به مرکز در معماری ایرانی با نگاه به حکمت اسلامی به وجود حیاط در بنا خاتمه نمی پذیرد ؛ بلکه از کلی ترین صورت های انتظام فضایی تا ترکیب های مختلف حجم ها و سطح ها همه جا به صورت ضابطه های مشخص حضور دارد.

این مرکزگرایی را به عنوان اصل مهمی در طراحی می توان در جای گیری یک کوشک در مرکز یک باغ مشاهده کرد . کوشکی که راههای عبوری ، مکان های مکث ، ورودی ها ، حوض ها ، جوی های آب ، درختها و باغچه ها و … را به یک نقطه متوجه می کند و به مجموعه باغ وحدت و انسجام می بخشد.

 

بیشتر بخوانید : مرکزگرایی در معماری ایرانی

 

رنگ

هنگامی که از معماری ایرانی یاد می شود بی اختیار فضاهای رنگارنگ آن به ذهن می آید و انسان در درون عالم شگفت انگیزی از الوان گوناگون غوطه ور می شود . این تصور بی شک به لحاظ استفاده وسیع از رنگ در این معماری است.

حضور رنگ را می توان در اغلب بناهای قدیمی شهرهای سنتی ، در بناهای مذهبی و غیر مذهبی ، مسکونی و عمومی برروی گنبدهای نیزه دار مرتفع ، بر گلدسته های برافراشته ، سردرهای دعوت کننده ، حیاط های پوشیده و محجوب ، در درون گنبدخانه ها ، شبستان ها ، تالارها و تقریبا در همه جا ملاحظه کرد .

معماری ایرانی  در یک دوره بالنسبه طولانی از تاریخ حیات خود ، از رنگ به وفور استفاده کرده و به همین سبب صورت و هیئت خاصی یافته و از آثار سایر فرهنگ ها و ملل متمایز گشته است.

رنگ در معماری سنتی ایران اغلب با نقش همراه است و در قالب های گوناگون شکل های هندسی و گیاهی با کتیبه های خطی می نشیند .

رنگ و نقش توسط کاشی و رنگ امیزی روی گچ و گاه شیشه های رنگی به بنا وارد می شوند . هنگامی که این اجزای رنگین در بنا ظاهر می گردند و همنشین مصالح ساختمانی ( یعنی آجر ، گچ ، چوب ، سنگ و امثال آنها ) می شوند.

ارزش های رنگی مصالح یاد شده را نیز آشکار می کنند و آنها را نیز به صورت مصالح رنگین جلوه می دهند ؛ و بدین ترتیب بنا از رنگ های بیشتری برخوردار میگردد.

 

بیشتر بخوانید : رنگ در معماری ایرانی سنتی

 

تزیینات و  مصالح در معماری ایرانی

در معماری سنتی اجزای بناها همه شکلی منظم و هندسی داشتند و به هنگام ترکیب نیز از نظم هندسی خاصی پیروی می کردند و آرایش داخلی فضاها و سقف ها  نیزهندسه ای عالی و ماندگار داشتند

استفاده از هنر کاربندی که خود شامل مقرنس ، رسمی بندی ، یزدی بندی و کاسه سازی است به عنوان یکی از مهمترین تزیینات در هنر معماری سنتی ایران  همواره مورد نظر و توجه معماران و هنرمندان ایرانی بوده است.

معمار سنتی برای مصالح ارزش و اهمیت فراوانی قایل است و در انتخاب و کاربرد هر ماده دقت بسیار به خرج میدهد . چنان که دیدیم او در مسائل ساختمانی و سازهای سعی میکند هر ماده را به درستی بشناسد ، قوت ها و ضعف های آن را ارزیابی کند و آن را در جای خود و به اندازه مناسب به کار گیرد .

در عین حال باید گفت  رفتار خاص مصالح نمی تواند او را از خواسته اصلیش منصرف گرداند و او ، ولو به بهای تغییر مصالح ، مطلوب خویش را محقق می سازد .

همچنین مواجه اصلی او با مصالح را باید در عرصه منظر و نمای بناها جستجو کرد . در این عرصه ، معمار سنتی ، بر خلاف بعضی معماران امروز ، نه مصالح را به صورت طبیعی ، ساده و خام خود می پسندد و نه غایت کار خود را در نشان دادن طبیعت خالص ، عریان و رام نشده مواد می بیند ، بلکه آنها را با ترفندهای خاص با نقوش و خطوط مختلف می آمیزد.

تغییر مصالح مورد استفاده در پوسته بناها و ابداعات گوناگونی که در این زمینه صورت گرفته مسبب اصلی پدید آمدن دوره های مختلف بوده است.

نکته مهمی که باید خاطرنشان کرد این است که در پوسته بناها مصالح کمتر به صورت ساده ظاهر می شوند و اغلب با نقش های متنوع و گوناگون همراه می گردند و هیئت پرکاری می یابند و این ، اهمیت مصالح و پوسته ها را در بناها دوچندان می کند.

آجر

معمار سنتی از میان مصالح ساختمانی از آجر بیش از هر ماده دیگر استفاده می کند . او آگاهانه و با مشاهده تمامی جوانب امر آجر را به عنوان ماده اصلی بر می گزیند و تقریبا در تمامی دوران تاریخ این معماری ، هزار و اندی سال ، براین تصمیم پابرجا می ماند .

آجر برای او ، هم عامل سازه ای و ساختمانی و هم وسیله سازنده نماهاست . اگر این کاربرد ثانوی که تأثیر عمیقی بر فضا دارد در مرحله ای کاهش می یابد اما کاربرد اول در طول تاریخ تداوم دارد و بدین ترتیب معماری سنتی ای پدید می آید که پرورده و فراهم آمده آجر است و به حق می توان آن را « معماری آجر » نامید.

گچ و گچبری

کاربردهای گچ  و هنر گچبری، بعد از آجر ، در معماری ایرانی کاربردهای وسیعی یافته است . گچ ، از جهت سازهای ، مکمل آجر است و نسبت به آن مادهای فرعی به حساب می آید . حال آنکه از جهت نما و نماسازی شخصیت مستقلی دارد و به خصوص در آرایش سطوح داخلی اهمیت بسیاری پیدا کرده است.

سنگ

کاربرد سنگ در معماری ایرانی ، در مقایسه با آثار مغرب زمین یا بعضی کشورهای اسلامی دیگر چون ترکیه و هند ، بسیار محدود است.

در معماری ایرانی ساختمان سنگی کامل به ندرت ساخته شده است و موارد استفاده از سنگ در نقش عناصر سازه ای و ساختمانی نیز بیشتر به ستون های سنگی باربر که پیش تر از آن سخن گفتیم و پی ها و کرسی های سنگی در بعضی بناها ، به خصوص مقبره ها ، و نیز به صورتی پنهان در میان دیوارهای باربر آجری در بعضی کاروانسراها و قلعه ها خلاصه می شود . اما کاربرد اصلی سنگ در معماری سنتی را باید در ازاره های داخلی و خارجی بناها ، سینه ورودی ها و حیاط سازیها ( کف ها ، حوض ها ، نهرها و …)

آیینه و هنر آیینه کاری

آینه کاری جزو آخرین ابتکارات هنرمندان ایرانی در معماری داخلی و تزئین درون بنا بشمار می رود. اجراکنندگان این رشته از هنر با دقت ، ظرافت و حوصله بسیار به ایجاد اشکال و طرح های هندسی و تزئینی از قطعات کوچک و بزرگ آینه در سطوح داخلی بنا می پردازد و فضایی درخشان و پر تلألو در معماری ایرانی  پدید می آورند که حاصل آن بازتاب پی در پی نور در قطعات بی شمار آینه و ایجاد فضایی پرنور ، دل انگیز ورؤیایی است.

منبت کاری ، معرق روی چوب خاتم سازی و تزئینات چوبی

منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری روی چوب براساس نقشهای دقیق ، بنابر اسناد و مدارک موجوده منبت کاری در ایران متکی به سابقه ای بیش از هزار و پانصد سال است و حتی گروهی از محققان معتقدند که قبل از ظهور ساسانیان نیز منبت کاری در ایران رواج داشته است.

اما هیچ باز مانده تاریخی که این ادعا را اثبات کند ، موجود نیست . روش کار در این هنر و فن همچنان مثل گذشته است ، اما در نحوه ساختن ابزار پیشرفت هایی حاصل شده است . که به عنوان بخشی از تزیینات در و پنجره ها در ایجا زیبایی بصری معماری نقش داشته است.

سبک های معماری ایرانی

به طورکلی سبک‌های معماری ایرانی به دو دوره پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم می‌شود که سبک‌های پارسی و پارتی پیش از اسلام و سبک‌های خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی پس از اسلام را شامل می‌شود. در ادامه به معرفی مختصر آن‌ها پرداخته شده است.

سبک معماری پارسی

نام اين شيوه از تيره (قوم ) پارس برگرفته شده كه در اين روزگاران بر كشور پهناور ايران فرمانروايي مي كردند

بنياد شيوة پارسي از همان بناهاي ساده كه در مناطق غرب و شمال غرب و ديگر مناطق بوده ، گرفته شده است ، اما مسأله تازه اي كـه بـا قدرت گرفتن حكومت پارسها اتفاق ميافتد ، همكاري هنرمندان مختلف از سرزمينهاي گوناگون است . بـديهي اسـت كـشوري بـا بزرگـي ايران دورة هخامنشي با سرزمينهاي مختلف زير سلطه خود اين كار را بايد انجام دهد.

ویژگی سبک معماری پارسی:

  • ساختمان سازی بر روی پایه
  • پی سازی با سنگ لاشه
  • تعبية سايبان و منطقي و براي بناها
  • اجرای نمای  بیرونی با سنگ تراش و اجرای نمای  درونی با کاشی لعابدار
  • بهره گیری از پایه ستون و سرستون (آرایش سرستون با جزییات)
  • ارتباط دادن فضاهای فرعی (همچون آشپزخانه) با راههای پنهانی به ساختمان اصلی
  • درون گرایی ( به ویژه در تخت جمشید و شوش)

بناهای به جای مانده از سبک پارسی:

پاسارگاد، آرمگاه کوروش، کاخ شوش، تخت جمشید و آرامگاه های نقش رستم

بیشتر بخوانید : سبک معماری پارسی (سبک پارسی در معماری ایران)

سبک معماری پارتی

دومين شيوة معماري ايراني شيوة پارتي است . قوم پارت يكي از شعب نژاد آريايي ايراني است كه سرزمين آنها

ابندا شمال خراسان بوده است  اين شيوه به معماري گفته ميشود كه بعد از حمله اسكندر در ايران معمول شده و در دورة اشكاني ، ساساني صدر اسلام و در بعضي نقاط حتي بعد از اسلام تا قرن سوم و چهارم هجري ادامه داشته است كه متأسفانه آثار كمي از دورة اوليه آن در ايران به جاي مانده است.

 

 

ویژگی سبک معماری پارتی:

  • تنوع در طرح ها و بهره گیری از تنوع فضاهایی مختلف
  • استفاده مناسب از تكنيك پيشرفته طاق و گنبد
  • درونگرایی با بهره گیری از حیاط مرکزی
  • پرهيز نكردن از شكوه ارتفاع زياد.
  • شکوه و عظمت دادن به ساختمان با بلند ساختن آنها
  • پی سازی با سنگ لاشه
  • گوشه سازی چوبی
  • بهره گیری از سقف های خمیده و گنبد
  • گچ بری با خطوط شکسته و خمیده
  • جفت سازی در نیایشگاها و کاخ های پذیرایی
  • بهره گیری از کنگره و کوردرها (نمای از پنجره) در نمای ساختمان

بناهای به جای مانده از سبک پارتی:

نیایشگاه آناهیتا در کنگاور، کاخ الحضر، مجموعه نسا، کاخ آشور، کوه خواجه، بازه هور، آتشکده فیروز آباد، تاق کسری، بیشابور، کاخ سروستان، کاخ قصر شیرین

بیشتر بخوانید : سبک معماری پارتی چیست (پارتی سبکی از معماری ایرانی)

سبک معماری خراسانی

اولين نمونه هاي هنر و معماري اسلامي ايران در منطقه خراسان شكل گرفت . شيوه خراساني در قرن اول هجري و از ابتداي پذيرش ديـن مبين اسلام ازسوي ايرانيان شروع شد و تازمان آل بويه وديلميان (قرن چهارم هجري) ادامه داشت . گروهي آن را ادامه شيوه پارتي دانسته و در مورد مساجد به نام سبك شبستاني ميشناسند .

ویژگی معماری سبک خراسانی:

  • الگو گرفتن از باورهای اسلامی بنابراین ساختمانها مردم وارتر شدند
  • از لحاظ فن ساختمان سازی یا همان نیارش، معماری شیوه خراسانی با شیوه پارتی تفاوتی نکرد.
  • ساختمایه و یا همان مصالح بوم آورد بوده است، یعنی آن را از خود محل ساخت، بدست می آوردند؛ برای نمونه مسجد جامع فهرج، دیواره های چینه ای از گِل فهرج و ستون ها از خشت است.
  • یکی از نمونه های ساختمان سازی که در شیوه خراسانی پدیدار شد و در معماری ایرانی همواره جایگاه ارجمندی داشته و دارد، مسجد است.

بناهای بجای مانده از سبک خراسانی

مسجد مدینه، مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان، مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع نایین، مسچد جامع نیریز

بیشتر بخوانید : سبک خراسانی در معماری (سبک خراسانی را توضیح دهید )

 

سبک معماری رازی

سبک رازي اين شيوه چهارمين شيوه معماري ايرانی است كه تمامي ويژگيهاي خوب شيوه هاي قبلي را به بهتـرين صـورت دارا اسـت . در ايـن شـيوه ، تأثيرپذيري از شيوه پارسي و شكوه شيوه پارتي و دقت شيوه

خراسانی دیده می شود. آغاز شيوه رازي هر چند مربوط به شمال ايران است اما در ری رواج می یابد و بهترین آثار در آنجا ساخته می شود.

ویژگی معماری سبک رازی:

  • در شیوه رازی ساختمان های با کارکرد های گوناگون پدید آمدند، مانند آرامگاهای برجی.
  • در این شیوه برخی مسجدهای داری شبستان ستوندار، به چهار ایوانی تبدیل شد.(ایوان یکی از فضاهای بود که پیش از اسلام در معماری ایرانی ساخته شده بود و در این دوره مجدد بکار گرفته شد)
  • ساخت تاق و گنبد بسیار پیشرفت می کند.
  • گونه های نگاره با خطوط شکسته و مستقیم که بیشتر با آجر کار شده است.، در این دوره یافت می شود.
  • گونه گچ بری در شیوه رازی با نغزکاری بسیار بکار رفته است.

بناهای بجای مانده از سبک رازی:

مقبره امیر اسماعیل سامانی، گنبد قابوس، برج های خرقان، مسج جامع اصفهان، رباط شرف، مسجد جامع زواره، مسجد جامع اردستان، گنبد سرخه مراغه

بیشتر بخوانید : سبک رازی در معماری اسلامی (ویژگیهای سبک رازی معماری)

سبک معماری آذری

سبک آذري از زمان ايخانان مغول ، شروع شده و تا زمان صفويه ادامه مييابد . سبک آذري داراي دو دوره است: دوره نخست از زمان هولاگـو و پايتخت شدن مراغه و دوره دوم آن از زمان تيمور و پايتختي سمرقند آغاز مي شود . در دوره دوم كه معماران بزرگـي چـون قـوم الـدين شيرازي و پسرش غياث الدين و زين العابدين شيرازي ، در خراسان بزرگ بكار گمارده شدند.

ویژگی معماری سبک آذری:

  • بهره گیری بیشتر از هندسه در طراحی معماری
  • ساختمان هایی با اندازه های بسیار بزرگ ساخته شد که در شیوه پیشین مانند نداشت، همچون گنبد سلطانیه
  • در شیوه رازی، آجرکاری نما همراه با سفت کاری انجام می شد اما در شیوه آذری، نخست ساختمان با خشت یا آجر و سنگ بدون نما سفت کاری، سپس نماسازی به آن افزوده می شده است. (در واقع نماسازی از خود بنا جدا بوده است)
  • کم کم از کاربرد آجر کاسته و جای آن را کاشی (سفال لعابدار) گرفت.
  • بکار گرفتن از کاشی تراش یا مُعرق و کاشی هفت رنگ

بناهای بجای مانده از سبک آذری:

مقبره سلطانیه، مسجد علیشاه تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد جامع یزد، خانقاه شیخ عبدالصمد نطنز، مسجد گوهر شاد، مسجد غیاثیه خرگرد، مسجد میرچخماق، مسجد بی بی خانم سمرقند، گور امیر سمرقند، مسجد کبود تبریز

بیشتر بخوانید : سبک آذری در معماری اسلامی (سبک آذری در معماری ایرانی)

 

سبک معماری اصفهانی

بیشتر بخوانید : سبک اصفهانی در معماری اسلامی (سبک اصفهانی در معماری ایرانی)

 

نتیجه گیری

معماری ایرانی نمودی از زیباترین نوع معماری می باشد که با اصول و فنون هوشمندانه طراحی شده است شکوه و عظمت ، صفا و معنویت ،توحید و وحدانیت و سایر عقاید دینی و توجه به  اصول و فرهنگ ایرانی در جلوه هنری از این  نوع از معماری مورد توجه قرار گرفته است.

تعدادى از مشــخصه هاى معمارى سنتی با نگاهی به حکمت اسلامی را برشمرديم، با درنگ، دقت و موشــكافى بيشــتر در مراتــب گوناگون طرح میتوان بســيارى به آنها افزود و معمارى ایرانی را بيشتر و بيشتر از ديگر معماری ها متمایز نمود.

در خاتمه بايـد يادآور شــويم كه اگـر كيفيت هنـرى معمارى ایرانی را باور داشــته باشــيم و آن را پايه و مايــة اصلى معمارى بشناســيم، ارزش هاى معمارى ایرانی خود را به پاســخگويى هوشــمندانه به اقليم، يا اســتفادة مناسب از مصالح يــا فناوری هاى خاص منحصر نخواهيم كــرد و تنها از جزئيات زيبايــش نخواهيــم گفــت و در ابعادى ديگر نيز به جســتجوى ارزشهاى آن خواهيم پرداخت.

بی گمان فهم ارزشهاى اصلى معمــارى ما موكــول به درك بيان خاص روح نــوازهنرى آن و لمس «واقعه»ى درونى آن است كه تنها با مؤانست با آثار ميسر می شــود.

منابع:

معماری ایرانی ویکی پدیا

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس