باغ ایرانی (طراحی باغ ایرانی و معماری)

باغ ایرانی

باغ ایرانی مجموعه ای است از بسترهای آب، باغچه ها و انواع گیاهان ، معبرها و تخت ها که همراه با ساختمان های متعدد، ترکیبی پیچیده را پدید می آورد.

در طراحی باغ، سطح فضاهای بسته ( ساختمان ها ) نسبت به سطوح باز بسیار محدود است و ارتباط تنگاتنگی میان آنها و سطوح باز وجود دارد . این دو خصلت، به همراه هم ، باغ ایرانی را از لحاظ ترکیب کلی فضای باز و بسته از حیاط متمایز می گرداند.

تاریخچه باغ ایرانی

باغ ها به لحاظ وابستگی زیادشان به آب به مراتب آسیب پذیر تر از بناهای عادی اند و در نتیجه چند سال بی توجهی ، و به خصوص بی آبی، یک باغ آباد به بر هوتی خشک مبدل می شود. حضور مستمر آب در باغ خود می تواند مایه خرابی گردد.

به هر صورت این دلایل و دلایل دیگر سبب شده تا عصر قدیمی ترین مصادیق به جا مانده باغ های ایرانی  از حدود پنج قرن تجاور نکند ، از باغ های قدیم تر فقط نامی باقی مانده است و با شرح و وصف کوتاهی که تصویر یک باغ را به خوبی ارائه نمی کند.

از باغ های پس از قرن نهم هجری قمری نیز بسیاری از میان رفته اند که از بعضی شان به لطف شرح موشکافانه با طرح های واضح تاریخ نویسان و سیاحان اطلاعاتی در دست است. به هر حال  این دسته باغ ها در کنار باغ هایی که با تغییرات اندک یا زیاد هنوز پابرجا هستند پایه های این بررسی را تشکیل می دهند.

در معرفی کلی این مصادیق نخست باید به باغ های متعلقه ماوراء النهر اشاره نمود که در سالهای آخر قرن هشتم و آغاز قرن نهم با استقرار حکومت مقتدر تیموری در سمرقند و در این شهر احداث گردید.

طراحی باغ در سمرقند به لحاظ حضور و فعالیت طراحانی از شهرهای اصفهان و شیراز در این شهر در آن زمان ، به احتمال و سنت پیشین باغ سازی در ایران مرکزی متکی بوده است آنچه در سمرقند به وجود می آید بعدا به صورت توامان در ایران و هند دنبال می شود. شباهت زیادی میان آثار این دو منطقه ( یعنی مناطقی که شامل ایران فعلی ، پاکستان ، بخشی از ازبکستان و ترکمنستان افغانستان و هندوستان می شود )

در طی قرون نهم تا یازدهم به حدی است که از تمامی آنها برای درک شیوه های باغ سازی ایران می توان مدد گرفت. در طی قرن نهم علاوه بر باغ های سمرقندیه باغ هایی در هرات ، و باغ هایی در تبریز (در اواخر همین قرن ) احداث می شود که از یک نمونه معروف آنها ، باغ مصاحب آباد تبریز که «کوشک هشت بهشت » در آن واقع بوده و اطلاعاتی در دست است.

با تغییر پایتخت به قزوین در قرن دهم (در دوره صفویه ) این شهر محل احداث باغ ایرانی جدید می شود . اما بدون شک عظیم ترین طراحی باغ را باید در اصفهان و مازندران ( بهشهر و فرح آباد ) در نیمه اول قرن یازدهم دنبال کرد.

قرن دوازدهم نیز شاهد یک نمونة مفصل یعنی باغ فرح آباد اصفهان است که متأسفانه چیزی از آن باقی نمانده اما به کمک گزارش های باستان شناسان طرح کلی آن مشخص شده است . در نیمه دوم قرن دوازدهم ، شيراز پایتخت می شود و باغ هایی در آن به وجود می آید .طراحی باغ شیراز در قرن بعد نیز ادامه می یابد.

در حالی که در این فرن سیزدهم. با پایتخت شدن تهران ، باغ های متعددی در این شهر احداث می شود ؛ باغ هایی که بعضا از الگوهای اروپایی متاثر بودند. در کنار این مجموعه ها باغ هایی هم در دوره های مختلف در شهرهای مشهد نیشابور ، طبس ، کرمان ، کاشان ، نطشر ، بابل و جز آن أحداث شده است.

تاریخچه-باغ-ایرانی

طراحی باغ ایرانی

علاوه بر پیروی از نظم ، اجزای طرح از وضوح شکل نیز برخوردارند و استقلال کامل دارند .

معابر باغ ایرانی  از محل درختان و کرت ها ، گیاهان از بسترهای آب ، و حوض و آب نماها از اماکن سر پوشیده ، و همگی از هم ، با دقت و وسواس زیاد متمایز شده اند.

اما در عین حال شیوه طراحی باغ در معماری ایرانی به گونه ای است که انسان بیش از هر جای دیگر پیوند و گفتگوی اجزا را با یکدیگر احساس میکند . این همه ، از نظم در کل و جزء طرح گرفته تا استقلال و شخصیت اجزا. در میان باغ ایرانی را همچون جهانی

کوچک تا استقلال و شخصیت اجزا، باغ را همچون جهانی کوچک ،کامل و بی نقص نمایش می دهد که جوه ای از نظام احسن را در خود دارد.

فضای باز در باغ ایرانی  به نهایت خود می رسد . باغ ها وسیع تر از حیاط ها هستند و از امکانات بیشتر اقتصادی و طبیعی برخوردارند . احداث باغ ایرانی  برای هر کسی میسر نیست . باغ ها یا به جهت اسکان حکمرانان و بعضی خواص به وجود آمده اند و یا به لحاظ احترام به مقابر و سایر اماکن متبرک ، که در هر دو صورت پشتوانه اقتصادی و نیروی انسانی مکفی را در اختیار داشته اند.

معمار نیز در طراحی باغ فرصت می یابد آنچه را در اندیشه می پروراند به منصه ظهور رساند. با این همه ، طرح باغ ایرانی  تفاوتی اصولی با طرح حیاط پیدا نمی کند بلکه صورتی کامل تر از آن را متجلی می سازد .

شکل کلی باغها منظم است ، قاعده آنها معمولا چهارگوش مربع یا مستطیل و سطح آنها شیب داریا پله پله است. باغ ایرانی با دیواری بلند محصور شده اند و برای کسی که در پس آنها به نظاره می ایستد به مثابه گنج پنهانی جلوه می کنند.

آرایش باغ ایرانی در نظری اجمالی ممکن است از انتظامی محوری یا مرکزی ، یا ترکیبات متنوع این دو مایه گیرد . در طرح تک محوری ، غالبا شکل محوطه باغ ، چهارگوش کشیده ای در امتداد محور اصلی است . دو نقطه ابتدا و انتهای محور به وسیله ساختمان ورودی و کوشک معین می شود و محور اصلی به واسطه نهر آب ، معبر و ردیف درختان که همگی در انتظام خطی واقع شده اند تشخص می یابد.

محور بندی در طراحی باغ ایرانی  

  • باغچه بندی ها و سایر آحاد سازنده فضای باز نیز با تقارن نسبت به شالوده اصلی به وجود می آیند . از نمونه های این گونه باغ ها می توان به باغ دولت آباد یزد ، باغ شاهزاده ماهان ، و باغ بابر در کابل اشاره کرد.

 

  • در انتظام مرکزی ، که طرح دلخواه باغ ایرانی به نظر می رسد ، مرکز مجموعه به سبب عنصری میانی که ممکن است یک کوشک ، یک بستر وسیع آب و یا ترکیب این دو باشد تشخص می یابد . چهار نهر یا ترکیبی از نهرها و استخرها به این قلب متصل می گردند . خیابان های عمود بر هم کشیده شده در راستای این نهرها و استخرها ، همراه با صف درختان در دو سمت ، فضای باغ ایرانی  را به چهار قسمت تقسیم می کنند.

 

  • چهار قسمتی که در چشم انداز کلی ، متکی به محورها و بالاخره به مرکز مجموعه می باشند . این طرح یا « چهارباغ » را می توان صورت کامل تر و مفصل تر طرح « چهارباغچه » در حیاط دانست ، با این تفاوت که در طراحی باغ به لحاظ وجود کوشک ، مرکز مجموعه تشخص بیشتری می یابد و وجود نهر و ردیف درختان در معبرهای عمودې برهم ، جهات اربعه راقوت بیشتری می دهد.

 

به علاوه ، وسعت کرتها ، فضاهای سبز را از صورت باغچه در می آورد و به باغی مبدل می کند . باغ فین کاشان ، قصر قاجار تهران ، باغ چهل ستون و باغ بلبل که عمارت هشت بهشت در آن واقع بوده است در اصفهان ، باغ مقبره همایون در دهلی و مقبره اکبر در سیکاندرا از این دست باغها هستند.

 

  • استفاده از دو محور عمود برهم و جهات چهارگانه که پیشتر به آنها اشاره کردیم و این بار به واسطه چهار معبر اصلی باغ ایرانی، کوشک یا حوض مبانی و چهار فضای سبز پیرامون آنها تجسم یافته است . نوعی بی جهتی را در مجموعه پدید می آورد و كل باغ ایرانی را به صورت جهانی کامل ، بی نقص و تمام عیار جلوه می دهد

.

  • در میان باغ های متمایزی که همگی در تعریفی کلی ، باغ ایرانی مرکزی محسوب می شوند از بابت تأکید بر جهات اصلی تفاوت هایی دیده می شود . در بعضی از این باغها تأکید بر یک محور سبب تشخص بیشتر آن نسبت به محور دیگر  و پدید آمدن سو و جهت اصلی برای باغ شده است.

این کیفیت با عقب نشاندن کوشک از مرکز هندسی باغ انجام می پذیرد که محور اصلی را طولانی تر جلوه می دهد.

 

  • عریض تر کردن این محور با اهمیت بیشتر دادن به بسترهای آب آن نیز از تمهیدات دیگری است که باغ ساز برای نیل به این مقصود به کار گرفته است.

 

  • کشیده شدن حجم کوشک یا باز کردن یک ایوان اصلی در راستای مورد نظر با قرار دادن یک ورودی مهم در ابتدای آن نیز یک محور را نسبت به محور دیگری برتری بخشیده است.
  • در طراحی باغ ترکیب دو انتظام محوری و مرکزی مشاهده می شود . در یک حالت ممکن است که دو بخش باغ یکی با انتظام مرکزی و دیگری با انتظام محوری به یکدیگر متصل شوند ؛ مانند قدمگاه نیشابور.

 

  • در حالتی دیگر ترتیب محوطه سازی از یک انتظام مرکزی پیروی می کند در حالی که شیوه استقرار ساختمان ها ( کوشک و ورودی ) انتظام محوری را تداعی می کند ؛ مانند تاج محل در آگرا.

 

  • در انتظام بعضی باغ های وسیع که بهترین مصادیق برای ترکیب محور و مرکزند ، مجموعه شامل چهارباغ ها و یا مراکز متعددی می گردد که در امتداد یک محور به یکدیگر متصل اند ؛ مانندانتظام باغ های هزار جریب و فرح آباد در اصفهان ، باغهای شالیمار در کشمیر و لاهور.

آب در باغ ایرانی

اهمیت آب در  طراحی باغ ایرانی از یک جهت به تفش حیاتی آن مربوط  می شود ؛ زندگی و رشد گیاهان بسته به آب است . بدین خاطر وسعت باغ ایرانی نیز به نسبت مقدار آب کم و زیاد می شود . اساسا چنانچه آب دائمی در دسترس نباشد باغی هم احداث نمی شود. باغ ها یا بر سر چشمه و در مظهر قنات اند یا به وسیله نهرهایی از یک منبع آب ، مثل یک رودخانه ، آب مورد | نیازشان تأمین می شود.

اهمیت آب ، مخصوصا در مناطق خشک و گرمسیری که سطح وسیعی از سرزمین ایران و بعضی کشورهای اسلامی را دربر می گیرد . دو چندان می شود سفرنامه های سیاحان ایرانی و خارجی همیشه با تشریح شگردهای مردم این سرزمین ها برای تهیه آب و توصیف نیروی انسانی و فن و صناعت پرزحمت و پیچیده ای که در این راه به کار می رود همراه است.

هنگامی که آب برای باغ ایرانی مهیا می شود تازه کار طراحی باغ آغاز می شود ، معمار نیز همچون دیگران ارزش آب را می داند و آن را به راحتی از دست نمی دهد ، اما اگر همه چیز در طراحی باغ در گرو مقدار آب باشد به نظر می رسد طرح باغ ها نیز متناسب با مقدار آب باید تفاوت کند و حال آن که مصادیق نشان می دهند که این طور نیست و سبک طراحی باغ در اقلیم های گوناگون که گاهی تفاوت های فاحشی هم دارند ، مشابه و یکسان است.

البته ممکن است باغ ایرانی به واسطه مقدار آب محدود شود و یا وسعت بگیرد و حوض آب به استخر با دریاچه ای مبدل گردد و باغچه های کوچک جای خود را به انبوه وسیعی از درخت و سبزه بدهد . لیکن با این تغییرات در واقع این ابعاد کمی باغ است که تغییر می کند و به ابعاد کیفی آن  اما آب در هیئت باغ ایرانی  ، به سبب اختيار هنرمند است و نه جبر محيط.

از جهات مختلفی اثر می گذارد  آب در شبکه های منظم ، خطوط کلی و جزئی طرح را می سازد و باغ ایرانی  را به بافتی منظم مبدل می کند . تقسیم آب به صورت چهار نهر از یک مرکز واحد و امتداد یافتن در چهار جهت ، جهات اربعه را بار دیگر تداعی می کند و پیش از آن وابستگی حیات باغ به آب یا بهتر است بگوییم اصل حیات و زندگی گرفتن همه چیز از آب را نمودار می سازد.

آب-در-باغ-ایرانی

سبزه در باغ ایرانی

سطح وسیعی از باغ را گیاهان می پوشانند. این گیاهان مجموعه ای متنوع از درختان ، بوته های گل ، گیاهان رونده و جز آنند که با نظم مشخصی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند در حقیقت طراحی باغ ، بازسازی طبیعت به معنای پرهیز از تکرار طبیعت بکر و ایجاد صورتی متفاوت با ان است.

حجم اصلی گیاهان باغ ایرانی  را درختان تشکیل می دهند  استفاده از درختان به خاطر مقاصد بصری ، سایه و محصول آنها صورت می پذیرد ، درختان مطلوب طراحان باغ ایرانی محدوداند.

 

  • سر و بیشتر از هر درخت دیگر مورد پسند بوده است. مقاومت سر و در مقابل بی آبی آن را برای مناطق خشک مطلوب می کند . چنانکه در بعضی باغ ها درختان همه از بین رفته و فقط سروها باقی مانده اند.

سرو با قد بلند و شكل خالص و مشخص و رنگ سبز تیره اش که به قول شاعر سطح وسیعی از باغ ایرانی  را گیاهان می پوشانند . این گیاهان مجموعه ای متنوع از درختان ، پونه های گل و گیاهان رونده و چت آنند که با نظم مشخصی کنار یکدیگر قرار گرفته اند.و  بیش از درختان دیگر مظهر باغ ایرانی است . گذشته از سر و از تبریزی ، چنار ، کاج ، صنوبر ، زبان گنجشک ، بید و افرا استفاده فراوان شده است .

  • همراه با درختان فوق که بیشتر سایه ایجاد می کنند درختان میوه نیز در باغ کاشته می شوند ، درختان میوه به فراخور اقليم تفاوت می کنند در حالی که تمایل به کاشتن درختان و میوه های غیر بومی که مستلزم آوردن نهال ها از راه دوراست نیز رواج داشته است.

در کاشت درختان میوه ، اصل بر گونه گونی است و چنانکه در یک باغ می توان درختان زردآلو انار ، گوجه ، گیلاس ، به ، هلو ، انواع توت ، سیب و گلابی مرکبات و انجیر و خرما را به همراه هم یافت . میوه های این درختان با محصول جالیزها ، کرت های سبزیجات و صیفی جات و داربندهای انگور مجموعه ای متنوع را فراهم می آورند

  • بوته های گل ، جزو کامل کننده و چاشنی گیاهان باغ ایرانی اند . در کاشتن گل ها نیز اصل بر کثرت انواع است ؛ زیرا بوته های گل بهتر از هر گیاه دیگر به خاطر گونه گونی شکل و رنگ گلبرگهایشان ، می توانند آن را نمودار سازند ، گل های باغ معمولا معطر انتخاب می شوند و گونه گونی عطر آنها نیز محتمل مورد نظر بوده است تا به این ترتیب مخاطب نه فقط از طریق قوه باصره و سامعه بلکه از راه حس شامه نیز تحت تأثیر قرار گیرد و فضای باغ ایرانی را بیش از پیش زنده احساس کند.
  • از گل های باغ ایرانی باید به گل سرخ یا « گل محمدی » اشاره نمود که نمونه گل بهشتی است و سرور همه گلها . هنگامی که از گل سخن می رود مقصود همین «گل محمدی » است ، از گل های دیگر باید به سوسن ، ستیل سفید و آبی ، بنفشه ، زئبق انواع لاله ، میخک ، همیشه بهار و تاج خروسی اشاره نمود . هریک از گیاهان و نیز سایر اجزای تشکیل دهنده باغ در ادبیات فارسی موضوع تشبيه خاصی واقع شده اند و هریک شخصیتی یافته اند.

.

.

 

  • مهم ترین نکته در این زمینه کاشتن درختان همیشه سبز مثل سرو در دو طرف محورهای اصلی باغ ایرانی است ، با استفاده از این نوع درختان ، باغ همیشه دایر می ماند و گذشت زمان و زوال و تباهی را بی معنی جلوه می دهد.

 

  • ردیف درختان سرو ، در دو جانب محورهای باغ ایرانی با چتر محدود و خالصشان ، چشم انداز های منظم و عمیق پدید می آورند و چشم انداز هایی که شخصیت اصلی باغ ایرانی  را می سازند . این نحوه خاص استقرار درختان ، مسیرهای حرکت و جهت های اصلی را می نمایاند . و اماکن استقرار را معلوم می کند.

 

  • همچنین این محورها که معمولا حوض ها و نهرهای آب را در خود جای داده اند . با عرض محدودی که نسبت به ارتفاع درختان دو سوی خود دارند محیطی پر سایه و خنک پدید می آورند که رونق باغ در گرو آن است ، گاهی برای ایجاد سایه بیشتر در بعضی معابر و محورهای فرعی از داربندهای انگور نیز استفاده می شود درختان میوه در کرت ها و در میان شبکه ای که در ختان سایه دار به وجود می آورند ، واقع می شوند.

 

سبزه-در-باغ-ایرانی

باغ یا بهشت

باغ ایرانی روی دیگری از طبیعت را آشکار می سازد ؛ چهانی بی نقص و تردید که زوال را در آن راهی نیست ، این طبیعت کوچک ، زنده و ذی حیات است ؛ نه فقط به مسبب تعابیری از آن گونه که در شعر وادب ما وجود دارد ، بلکه به خاطر تضادها و تقابل ها ، به لحاظ پیوند خاص اجزا با یکدیگر ، و  با انسان و محیط و مخصوصا در نتیجه حرکت ها ، تلاطم هاء آواز خوانی ها ، فخر فروشی ها و عطرافشانی ها در همه جای این مجموعه ، تنوع و گونه گونی است که کثرت آفریدهها را تداعی می کند.

در حالی که وحدت آنها به سبب وجود ساختمان ها ، خیابان ها و نهرها و درختان همیشه سبز حفظ می شود ، باغ ایرانی  ، جهانی متعادل ، زوال و فساد است که در آن زمان معنی ندارد و محیطی نزيه ، مطبوع و آرامش بخش ، جهانی فارغ از دردها و آلام است باغ جایی است که انسان معنی و حکمت خلقت را درک می کند.

نتیجه گیری

اینک که به پایان مبحث باغ  رسیده ایم شایسته است تصویری کلی از فضای باغ ایرانی  ارائه کنیم . باغ ها که مجموعه ای از آب و درخت و سبزه و با همراه با پرندگان و آبزیان می باشند اغلب ابعادی وسیع یافته اند و در نظر اولیه کاملا منظم می نمایند . انتظام خاص اجزا و محورهای اصلی در  طراحی باغ این نظم را قوت می بخشد و در عین حال مجموعه را به باغ های کوچک متعدد تقسیم می کند.

باغ ایرانی  از بناهای متنوع برخوردار است و هر بتایی آیتی از دقت ، ظرافت و آراستگی است ، فضاهای نیم باز و روز های بناها ارتباط و همنشینی با طبیعت را فراهم می آورند . جایگیری خاص این بناها در باغ و ترکیبشان با بسترهای آب این ارتباط را دو چندان می کند.

وجود تخت ها و فضاهای نیم بار در میان باغ ایرانی  و حتی در میان آب ، همنشینی با طبیعت را به نهایت می رساند . ورودی های باغ واسطه ای می شوند تا انسان با یک رویداد غیر منتظره مواجه شود و طبیعت دل انگیز و تصاویر کامل و بی نقص باغ پیش چشم قرار گیرد و بالطبع خود نیز از این نقشی که بر عهده دارند شأن و اعتبار خاص می یابند.

باغ جولانگاه آب است . آب در قالب نهر ، حوض آب نما . سرسره و آبشار به گونه ای ظاهر می شود که در همه جا با  انسان همدم شود و به محیط طراوت و زندگی بخشد.

 

منابع:

Ancient Urban Gardens of Persia

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس